بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. برای سلامتی آقا امام زمان عجل الله فرجه الشریف صلوات. التماس دعا وبلاگ گروهی امید زهرا.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پرنده - اميدزهرا

   [آرشيو شده ها]

+ جمعتون جمعه....

يکشنبه 20 مرداد 1387 ساعت 10:47 عصر
سلام دوستان بالاخره اومدم....اينو يکي از دوستانم داد که بزارم تو وبلاگ شما هم بخونين...البته قلمش شبيه قلم خودمه...بخووني تاييد ميکني! 

جمع همه َجمعه ؟!!


اذان مغربو مي گفتن.پا شد تا نمازشو بخونه.تا از دهن نيفته!!! غذارو نمي گما نمازو مي گم. رفت وضو گرفتو اومد سر سجادش. خوب حالا که يه تشبيه انداختيم تو متن بذار ادامه بديم. مي خواست جماعت


 بخونه. هر چي باشه


با جمع غذا خوردن کيف بيشتري داره!!! اما هوا کم کم تاريک مي شدو او نمي تونست تنهايي به مسجد بره.


يکهو يه فکري زد به سرش. ياد حرف معلم شيمي سال اول دبيرستانش افتاد. يکي از روزاي هفته، ساعت سوم که به اذان ظهر مي خورد، بااو کلاس داشتن.هميشه اون ساعت  کلاسشو يه رب بيست دقيقه زودتر


تعطيل مي کرد.بعد برا اينکه زياد به بچه ها خوش نگذره!!! اونا رو به نماز اول وقت دعوت مي کرد که


"بچه ها چون امام زمان (عج) هميشه اول وقت نماز ميخونن پس اگه شمام اول وقت بخونين  نمازتون با آقا مي ره بالا " .


 با خودش گفت " چرا تا حالا به ذهنم نرسيده بود، شايد بتونم به امام زمان اقتدا کنم اين جوري هم جماعت خوندم هم..... " بعد


به ذهنش رسيد " آخه همچين چيزي تو رساله نيومده ، اصلا  يه جور بدعته!!!( قال الصادق: هر که در دين


بدعت گذارد.....) خوب حالا همه چي ام که تو رساله نيومده .خوب عيبي نداره برا اينکه هم خدا راضي


باشه هم بنده ي خدا، نيت فرادا مي کنم، ولي تو دلم....."


صبر کرد تا اذان تموم شد. قامت نبست. فکر کرد شايد زود باشه. شما که خودتون بهتر مي دونين قبل


از امام جماعت نبايد نمازو شروع کرد.اقامه رو خودش آروم خوند.نمي دونست آقا الان کجاي اين دنيا


داره نماز مي خونه؟ چه کسايي الان پشت سرشون نماز مي خونن؟از خودش مي پرسه" همون 313 نفر يا بيشتر ياکمتر؟...خدا مي دونه... من نمي دونم... راستش من چيز زيادي درباره ي آقا نميدونم...."


به هرحال نيت کرد" سه رکعت نماز مغرب اقتدا مي کنم به پيشنماز... نه به امام حاضر...نه غايب...


شوخي شوخي بدعت راه انداختيا!!!حالا فقهي فقهي...سه رکعت نماز مغرب به جا مي آورم بر من واجب


(حتي اگه واجبم نبود اين يه قلمو خودم واجب مي کردم) قربتا الي الله "


توجه :خوندن اين قسمت به همه توصيه نمي شه چون اينجا وارد مسائل .... مي شويم فقط اونايي که اهلش هستن بخونن:  باورش نشد که سر قامت بستن اشکش جاري شده باشه.آخه دلش شکسته بود. با خودش مي گفت"شايد اگه تاحالا ظهور کرده بود لازم نبود اين جوري..." اينجا نويسنده کم آورده نميدونم چه جور نويسنده ايه که اونجايي که بايد بنويسه قلمش اعتصاب مي کنه با عرض عذرخواهي بقيه شو خودتون هرجور خواستيد تصور کنين!!!!!!!!!


نمازشو همين طور ادامه داد.چشمانش بسته بود. وقتي نمازش تموم شدوالله اکبر گفت، چشماشو باز کرد احساس کرد دوروبرش خيلي شلوغه، به دوطرفش نگاه کرد باور کردني نبود انتهاي دو طرف صف ديده نمي شد."شايد همون 313 نفر يا بيشتر ياکمتر؟...خدا مي دونه...من نمي دونم...راستش من چيز زيادي............"بعد که پشت سرشو نگاه کرداز فکر اون 313 نفر بالکل اومد بيرون انگار همه ي مسلموناي دنيا اونجا بودن همون يک ميليارد نفر يا بيشتر يا کمتر؟ ...خدا مي دونه...من نمي دونم...راستش من چيز زيادي..........."


ياد حرف يکي از دوستاش افتاد،که توي يه اردوباهم دوست شده بودن ، روز آخر موقع خداحافظي دوستش گفت: درسته ماازهم جدا مي شيم،ولي هر روز سر اذان وقت ملاقات ماست.


حالا تازه به حرف او رسيده بود. جمع همه ي مسلمونا  َجمعه!!! وقت اذان توي سجاده. اين روهم که حتما مي دوني که مي گن هرجا مومني نماز بخونه اونجا حکم مسجد رو داره!!!


( حالا اگه يه موقع  خواستي و تونستي بري مسجد نگي فلاني چنين و چنان گفته، يه قپي هم که وسط متن اومديم


"خوب حالا همه چي ام که تو رساله نيومده" اينو جدي نگير،متن دله ديگه متن عقل که نيست)


پس بذار يه وعده بذارم تا همديگرو بتونيم ببينيم و دلمون واسه هم کوچولو نشه:


وعده ما   "درسته ما از هم جدا هستيم ولي هر روز سر اذان وقت ملاقات ماست"     


 يا علي...


                                                                                                                  


نوشته شده توسط : پرنده

نظرات ديگران [ نظر]


   [آرشيو شده ها]
:لیست کامل یاداشت ها :


فرم تماس با ما
* نام و نام خانوادگی :
آدرس وب سایت :
* آدرس ایمیل:
سن :
شهر :
تلفن :
آدرس :
نحوه تماس با شما: تلفن: آدرس ایمیل
نحوه آشنایی شما با ما:
موضوع پیام:
*پیام:

گفتم يارب مرا براتي بفرست ... توفان زده ام، ُفلک نجاتي بفرست .. .گفتند که با زمزمه ي يا مهدي .. .نذر گل نرگس صلواتي بفرست